نفسم 8ماهه شد.(تو اين ماه بدون كمك مي تونست بشينه)
ماماني امروز بردتت بهداشت هرچند كنترل نداشتي اما برا اينكه نمودار رشد ماهانت رو داشته باشه مي بردت .اما ظاهرا خانمه عصباني شده چرا وقتي نوبت كنترل نداره مي يارينش قد ووزني كه گرفته مشخصه كه درست نيست آخه قد فنچمون رو نيم سانت كمتر از دفعه ي قبل گفته ماماني هم كه حواسش نبوده الان كه زنگ زد وبهم گفت داشتم ثبت مي كردم كه ديدم قدت آب رفته زنگ زدم وبهش گفتم مي گه پس خانم من رواز سر خودش باز كرده وزني كه گفته 9/500يعني 800گرم افزايش قدي كه گفته 71يعني نيم سانت كاهش البته شايد ماه قبل اشتباه قدت رو گرفتن آخه 4سانت افزايش تويك ماه خيلي بود راستي تو اين ماه مهرادي ب...
بازگشت رسمي به مهد
قربون اون لبات برم كه هر وقت اينطوري مي كنه همه رو ياد دايي مصطفي مي ندازي .اين عشق خاله شه كه اينطور خوردني شده.ديونه تم مي دوني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مهرادي اين دفعه به طور قطعي به مهد رفت روز اول رفتنش پنجشنبه بود كه مامانيش نازنين رو باهاش برد تا زياد احساس غريبي نكنه.برا نازي هم تجديد خاطرات شده بود البته 2ساعتي بيشتر اونجا نبود پسرمون مرد شده اما مامانش شرمش مي ياد به مربيش روش آروم كردنش رو بگه آخه چطور به خواهر زن حراست اداره شون بگه اگه بچم گريه كرد ونتونستين آرومش كنيين براش ني ناي ناي كنين ...
نویسنده :
خاله سمی
10:14
اولین سفر زیارتی
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا کبوتر دل من امشب شده هوایی پر میزنه به سوی یه گنبد طلایی ...






